راهي به حقيقت : رحمت و بخشش

بسم الله الرحمن الرحيم

زآنجا كه رحمت است بخشش است و بخشش در نمود هستي محدود سازش بين آدميان است . زمين به فراخ من است در روزي كرامت و زندگي . رحمت ديدن من است و غضب عبرت من بسوي آدميان .

در بطن آدميان نيكي است كه نيكي هاي من امانت
 در لوح محفوظ هر آدم است كه دانه وجود آدم مي باشد .

كه در طي دهر آنها را بايد بارز كنند . نيكي ها ابتدا در نيّاتند كه وقتي به زبان آيند به اعمال شوند . عظمت وجودش كه اوست آنگاه كه به تعيّن آيد ظهورش به نيكي است پس نيكي ها نمود عظمت وجود آدم بايد باشد زمانيكه دريا به قطرات آيد قطرات به تعداد بي نهايت است و قطره هر قالبي را مي تواند بگيرد . پس نيكي ها با اينكه به تعيّنات هستند بايد بي شكل باشند كه در ظرف زمان و مكان به هر شكل مي آيند . آيت ، آيات سير زماني امر را به نمايشند ، كه هر آيتي گامي است در سير شعوري ، پس از سير ظهوري ، هر آيتي به امر او است و امر او در آن جاري است . آيات موافقه در كثرت ، زمان را آورند و در اجسام حركت و آيات متباينه ، تفاوت و اختلافات را . ما آيات را فرستاديم تا آدم بخواند تا در نزد ما آگاه آيد ، هر مرتبه اي بايد بر آنچه كه هست آگاهي يابد ، سير مراتب سير آگاهي از شناخت است تا به اول كه به جزئيات در جزئيات آگاهي در عمل ، او بر خدايي خود آگاه بود ولي ارزش اين آگاهي در فعل و عمل اوست ، اينكه او خواست شناخته شود ، بر همين بود، پس سير شعوري كه سير براعلي است بر آدم شد . اين رسالت آدم است .

وقتي نهايت ظهورات به انسان رسيد سير ظهوري حق تمام گشت
 و رسالت آدم تكليف بر او شد . عبادت بر آدم سير آگاهانه اين مسير است .

كه عبادت آدم بارز كردن آن آگاهي در خلقت است و آگاه شدن بر تمامي مراتب است . گر مراسم يا صورتي بر عبادت گذاشت نه محدود و محصور كردن نمايش اين رسالت است بلكه براي يادآوري بر آدم است كه رسالت او چيست . منظور او از عبادت به آن تمرينات يادآوري كننده نيست بلكه اصل عبادت است نه صورت آن .

آدم بايد بكاود ، بجويد ، بخواند ، بشناسد ، بگويد ، عمل كند
تا آگاهانه مراتب را طي كند تا خدايي او را در عمل نمودار كند .

يعني ارزش آن آگاهي را درعمل نمايش دهد . پس آنچه كه از او صادر شد از آگاهي و دانايي او بود و آنچه كه به او برمي گردد در عمل ديده شده آن آگاهي و دانايي است كه همان شناخته شدن اوست . آنچه كه از اوست بر ما از براي ايفاي نقش و انجام اين رسالت فضل است و فيض و آنچه كه به او بر مي گردد خدايي ديده مي شده او از خود اوست . آيات خداوندي بر نيست انحرافات است گر به كلام باشد كلام لغو را باطل مي كند . گر به صورت باشد لغو در ظاهر را باطل مي كند و گر به عمل باشد ، عمل باطل را و گر به مقام و حشمت باطل ، آنرا باطل مي كند . زمانيكه روي آدميان كه اعمال آنهاست در ظاهر خالص شد و نيّات آنها مخلص و بود در باطن ، محوريّت وجودشان كه بر دل است و از دل قائم شود بر كليه احكام ظاهر و باطن كه آناني كه ديدند خواندند.

 احديّه الجمع ميان ظاهر و باطن مي باشد.

زُهد بيرون آمدن از دنيا و آرزوهايي كه بدو تعلق دارد مثل مال ، ملك ، جاه و غيره ...

 

«ياران آقا نيازمندان درگاه خداوند هستند »

 

 

       
  برگشت به صفحه اصلي برگشت به صفحه فهرست