|
به آيه رحمت اين سوره ، عالم انبياء به عالم
نون آشكار مي شود به طوريكه سويه مُلكي حقيقت محمدي (ص) به
معرفي مي آيد .
ا ن
اسم رحمان به عالم انبياء نمودار مي شود به طوريكه اخبار
وادي وجود آدم را به بيان كلامي
مي آورد . سه توحيد به اين آيه ، جلوه عام
خود را بارز مي كند . به اين آيه ، سويه ناسوت و مُلك خلقت به
خَلق خدايي آشكار مي شود و پيكره خلقت سويه ناسوتي – مُلكي خود
را به نمود كامل مي آورد . به اين آيه ، مُلك صفاتي خداوندي در
مُلك افعالي الله بارز مي شود پس
م
خداوندي از
م
حقيقت محمدي (ص) به اين آيه به آشكاري عالم انبياء صورت مي
گيرد . سير آگاهي از ناسوت به مُلك به شكل كامل خود از اين
سوره بارز مي شود.
«آيه 2 تا 5 و 10 و 19 و25 و 26 و 27 و 48 و 51 و 74 و 76 و
78 و 83 و 85 و 88 و 89 و 92 »
مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكرٍ مِّن رَّبِّهِم محْدَثٍ إِلا استَمَعُوهُ
وَ هُمْ يَلْعَبُونَ(2)
هيچ يادآورى تازه اى از طرف پروردگارشان براى آنها نمى آيد، مگر آنكه
با بازى (و شوخى) به آن گوش مى دهند! (2)
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظلَمُوا
هَلْ هَذَا إِلا بَشرٌ مِّثْلُكمْ أَ فَتَأْتُونَ السحْرَ وَ
أَنتُمْ تُبْصِرُونَ(3)
اين در حالى است كه دلهايشان در لهو و بى خبرى فرو رفته است! و
ستمگران پنهانى نجوا كردند (و گفتند): آيا جز اين است كه او
بشرى همانند شماست؟! آيا به سراغ سحر مى رويد، با اينكه (چشم
داريد و) مى بينيد!
(3)
قَالَ رَبى يَعْلَمُ الْقَوْلَ فى السمَاءِ وَ الاَرْضِ وَ هُوَ
السمِيعُ الْعَلِيمُ(4)
گفت: پروردگارم همه سخنان را، چه در آسمان باشد و چه در زمين، مى
داند; و او شنوا و داناست! (4)
بَلْ قَالُوا أَضغَث أَحْلَمِ بَلِ افْترَاهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ
فَلْيَأْتِنَا بِئَايَةٍ كمَا أُرْسِلَ الاَوَّلُونَ(5)
آنها گفتند: بلكه خوابهايى آشفته است! اصلا آن را بدروغ به خدا بسته;
نه، بلكه او يك شاعر است! بايد معجزه اى براى ما بياورد; همان
گونه كه پيامبران پيشين (با معجزات) فرستاده شدند! (5)
لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كتَباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا
تَعْقِلُونَ(10)
ما بر شما كتابى نازل كرديم كه وسيله تذكر شما در آن است! آيا نمى
فهميد؟!
(10)
وَ لَهُ مَن فى السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ مَنْ عِندَهُ لا
يَستَكْبرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لا يَستَحْسرُونَ(19)
از آن اوست آنان كه در آسمانها و زمينند! و آنها كه نزد اويند هيچ گاه
از عبادتش استكبار نمى ورزند، و هرگز خسته نمى شوند.
(19)
وَ مَا أَرْسلْنَا مِن قَبْلِك مِن رَّسولٍ إِلا نُوحِى إِلَيْهِ
أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاعْبُدُونِ(25)
ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه:
معبودى جز من نيست; پس تنها مرا پرستش كنيد.
(25)
وَ قَالُوا اتخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَداً سبْحَنَهُ بَلْ عِبَادٌ
مُّكْرَمُونَ(26)
آنها گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است! او منزه
است; آنهابندگان شايسته اويند. (26)
لا يَسبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ(27)
هرگز در سخن بر او پيشى نمى گيرند; و به فرمان او عمل مى كنند.
(27)
وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسى وَ هَرُونَ الْفُرْقَانَ وَ ضِيَاءً وَ
ذِكْراً لِّلْمُتَّقِينَ(48)
ما به موسى و هارون، فرقان و نور، و آنچه مايه يادآورى براى پرهيزگاران
است، داديم. (48)
وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا إِبْرَهِيمَ رُشدَهُ مِن قَبْلُ وَ كُنَّا
بِهِ عَلِمِينَ(51)
ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم; و از او آگاه بوديم
(51)
وَ لُوطاً ءَاتَيْنَهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نجَّيْنَهُ مِنَ
الْقَرْيَةِ الَّتى كانَت تَّعْمَلُ الخَْبَئث إِنَّهُمْ
كانُوا قَوْمَ سوْءٍ فَسِقِينَ(74)
و لوط را (به ياد آور) كه به او حكومت و علم داديم; و از شهرى كه اعمال
زشت و كثيف انجام مى دادند، رهايى بخشيديم; چرا كه آنها مردم
بد و فاسقى بودند!
(74)
وَ نُوحاً إِذْ نَادَى مِن قَبْلُ فَاستَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَهُ
وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكرْبِ الْعَظِيمِ(76)
و نوح را (به ياد آور) هنگامى كه پيش از آن (زمان، پروردگار خود را)
خواند! ما دعاى او را مستجاب كرديم; و او و خاندانش را از
اندوه بزرگ نجات داديم;
(76)
وَ دَاوُدَ وَ سلَيْمَنَ إِذْ يحْكمَانِ فى الحَْرْثِ إِذْ نَفَشت
فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كنَّا لحُِكْمِهِمْ شهِدِينَ(78)
و داوود و سليمان را (به خاطر بياور) هنگامى كه درباره كشتزارى كه
گوسفندان بى شبان قوم، شبانگاه در آن چريده (و آن را تباه
كرده) بودند، داورى مى كردند; و ما بر حكم آنان شاهد بوديم. (78)
وَ أَيُّوب إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنى مَسنىَ الضرُّ وَ أَنت
أَرْحَمُ الرَّحمِينَ(83)
و ايوب را (به ياد آور) هنگامى كه پروردگارش را خواند (و عرضه داشت):
بدحالى و مشكلات به من روى آورده; و تو مهربانترين مهربانانى!
(83)
وَ إِسمَعِيلَ وَ إِدْرِيس وَ ذَا الْكِفْلِ كلُّ مِّنَ
الصبرِينَ(85)
و اسماعيل و ادريس و ذاالكفل را (به ياد آور) كه همه از صابران بودند.
(85)
فَاستَجَبْنَا لَهُ وَ نجَّيْنَهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِك نُجِى
الْمُؤْمِنِينَ(88)
ما دعاى او را به اجابت رسانديم; و از آن اندوه نجاتش بخشيديم; و اين
گونه مؤمنان را نجات مى دهيم! (88)
وَ زَكرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَب لا تَذَرْنى فَرْداً وَ أَنت
خَيرُ الْوَرِثِينَ(89)
و زكريا را (به ياد آور) در آن هنگام كه پروردگارش را خواند (و عرض
كرد): پروردگار من! مرا تنها مگذار و تو بهترين وارثانى!
(89)
إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكمْ
فَاعْبُدُونِ(92)
اين (پيامبران بزرگ و پيروانشان) همه امت واحدى بودند (و پيرو يك هدف);
و من پروردگار شما هستم; پس مرا پرستش كنيد!
(92)
هماهنگي در خلقت و اسماء
...
|