|
به آيه رحمت اين سوره ، سويه ناسوتي پنج تنان
حم حقيقت محمدي (ص) بارز مي شود .
به طوريكه نفس انساني را به صفاتُ اللّهي
نشان مي كند ، در آشكاري نفس رحماني نفس انساني ، به واسطه
حلقه اتصال آن كه روح خدايي است بارز مي دارد . به اين آيه روح
خدايي از روح طبيعت به شناسايي مي رود
و سويه روشنايي و سويه تاريكي خلقت در بُعد مرتبت ناسوتي آن به
شناسايي مي روند تا به مرتبت مُلكي كه آشكاري حم حقيقت محمدي
(ص) است، شناسايي صورت مي گيرد.
به اين آيه ، تكوين زمين به مراتب تكويني آن آشكار مي شود به
طوريكه رابطه زمين با فلك اول شناسايي مي شود . راز زمان در
سويه ناسوت به وجود سويه ناسوتي5 تنان به آشكاري مي آيد
، سويه ناسوتي 5 تنان به عنوان حضور آنها به صورت عام
مي باشد در قالب انبيائي كه بني اسرائيلي بودند. به اين آيه
اولين «م» از سه «م» بقيه اللّهي به شناسايي
آورده مي شود . رابطه ارواح با اجسام به اين آيه بيان مي شود و
صورت مي گيرد . « آيه 1 تا 7 و 16 و 17 و 19 و 52 و 58 و 59 و
96 »
كهيعص (1)
كهيعص (1)
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّك عَبْدَهُ زَكرِيَّا(2)
(اين) يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به
بنده اش زكريا (2)
إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا(3)
در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند
(3)
قَالَ رَب إِنى وَهَنَ الْعَظمُ مِنى وَ اشتَعَلَ الرَّأْس شيْباً
وَ لَمْ أَكن بِدُعَائك رَب شقِيًّا(4)
گفت: پروردگارا! استخوانم سست شده; و شعله پيرى
تمام سرم را فراگرفته; و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم
نبوده ام!
(4)
وَ إِنى خِفْت الْمَوَلىَ مِن وَرَاءِى وَ كانَتِ امْرَأَتى
عَاقِراً فَهَب لى مِن لَّدُنك وَلِيًّا(5)
و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسدارى از آيين تو را
نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقيم است; تو از نزد
خود جانشينى به من ببخش (5)
يَرِثُنى وَ يَرِث مِنْ ءَالِ يَعْقُوب وَ اجْعَلْهُ رَب
رَضِيًّا(6)
كه وارث من و دودمان يعقوب باشد; و او را مورد رضايتت قرار ده!
(6)
يَزَكرِيَّا إِنَّا نُبَشرُك بِغُلَمٍ اسمُهُ يحْيى لَمْ نجْعَل
لَّهُ مِن قَبْلُ سمِيًّا(7)
اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مى دهيم كه
نامش يحيى است; و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده ايم!
(7)
وَ اذْكُرْ فى الْكِتَبِ مَرْيمَ إِذِ انتَبَذَت مِنْ أَهْلِهَا
مَكاناً شرْقِيًّا(16)
و در اين كتاب (آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده اش
جدا شد، و در ناحيه شرقى قرار گرفت;
(16)
فَاتخَذَت مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا
فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشراً سوِيًّا(17)
و ميان خود و آنان حجابى افكند. در اين هنگام، ما
روح خود را بسوى او فرستاديم; و او در شكل انسانى بى عيب و
نقص، بر مريم ظاهر شد!
(17)
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسولُ رَبِّكِ لاَهَب لَكِ غُلَماً
زَكيًّا(19)
گفت: من فرستاده پروردگار توام; (آمده ام) تا پسر پاكيزه اى به تو
ببخشم! (19)
وَ نَدَيْنَهُ مِن جَانِبِ الطورِ الاَيْمَنِ وَ قَرَّبْنَهُ
نجِيًّا(52)
ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم; و نجواكنان او را (به خود)
نزديك ساختيم; (52)
وَ رَبُّك الْغَفُورُ ذُوالرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا
كسبُوا لَعَجَّلَ لهَُمُ الْعَذَاب بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن
يجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئلاً(58)
آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از
فرزندان آدم، و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم، و از
دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كسانى كه هدايت كرديم و
برگزيديم. آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان
خوانده مى شد به خاك مى افتادند، در حالى كه سجده مى كردند و
گريان بودند. (58)
وَ تِلْك الْقُرَى أَهْلَكْنَهُمْ لَمَّا ظلَمُوا وَ جَعَلْنَا
لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِداً(59)
اما پس از آنان، فرزندان ناشايستهاى روى كار
آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند; و
بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد! (59)
إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ سيَجْعَلُ لهَُمُ
الرَّحْمَنُ وُدًّا(96)
مسلما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند، خداوند
رحمان محبتى براى آنان در دلها قرار مى دهد!
(96)
|