سوره اسـراء:   17

بسم الله الرحمن الرحيم

 

به آيه رحمت اين سوره ، علوم علم اسفلي را به جلوه عام و آشكارش به شرح مي آورد . آنچنانكه به اين آيه رنگها در خلقت از نور علم الهي به نمود مي آيند و خلقت دون فلك اول به نمود قوم خدا مي آيد .

پس م  جمال خداوندي به ميم عيان مي شود ، به آيه ي رحمت اين سوره ، اسم رحمان به جلوه عام بارز مي گردد اما اسم رحيم به خال دوم خود بارز است به گونه اي كه پروردگاري را در فنا گري بارز مي دارد پس مراتب آشكاري حم محمدي (ص) به صورت ابتدا و باطني خود به شناسايي مي روند . صورت ابتدايي و باطني آن منظور صورتي است كه به آن سير آگاهي در بُعد عرضي آن به كثرت طريقت هاي فردي مطرح است پس اراده هاي شخصي مجال نمودي در صورت جمعي اراده ها را دارند آنچنانكه آدمي خود را مختار مي بيند. پس بعد از آن كه عقل العقول نفوس ، آشكاري خود را در خلقت به واسطه آيه رحمت بارز كرد حال بايد عقول نفوس به ارتقاء ، سير داشته باشند تا با خود آگاهي ، آگاه شوند به آيه رحمت اين سوره ، سويه ناسوت خلقت به سير تشريعي وارد مي شود .

توحيد صفاتي خداوند از آيه رحمت اين سوره ، از تجليات افعالي به شناسايي مي رود .

«آيه 1 و 2 و 3 و 9 و 12 و 19 و 27 و 36 و 53 و 88 و 110 »

سبْحَنَ الَّذِى أَسرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلى الْمَسجِدِ الاَقْصا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَا إِنَّهُ هُوَ السمِيعُ الْبَصِيرُ(1)

پاك و منزه است خدايى كه بنده ‏اش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى -كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم; چرا كه او شنوا و بيناست. (1)

 

وَ ءَاتَيْنَا مُوسى الْكِتَب وَ جَعَلْنَهُ هُدًى لِّبَنى إِسرءِيلَ أَلاتَتَّخِذُوا مِن دُونى وَكيلاً(2)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم; و آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل ساختيم; (و گفتيم:) غير ما را تكيه ‏گاه خود قرار ندهيد! (2)

 

ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شكُوراً(3)

اى فرزندان كسانى كه با نوح (بر كشتى) سوار كرديم! او بنده شكرگزارى بود.  (3)

 

إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ يُبَشرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصلِحَتِ أَنَّ لهَُمْ أَجْراً كَبِيراً(9)

اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى ‏كند; و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام مى ‏دهند، بشارت مى ‏دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است. (9)

وَ جَعَلْنَا الَّيْلَ وَ النهَارَ ءَايَتَينِ فَمَحَوْنَا ءَايَةَ الَّيْلِ وَ جَعَلْنَا ءَايَةَ النهَارِ مُبْصرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضلاً مِّن رَّبِّكمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السنِينَ وَ الحِْساب وَ كلَّ شىْءٍ فَصلْنَهُ تَفْصِيلاً(12)

ما شب و روز را دو نشانه توحيد و عظمت خود قرار داديم; سپس نشانه شب را محو كرده، و نشانه روز را روشنى ‏بخش ساختيم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبيد و عدد سالها و حساب را بدانيد; و هر چيزى را بطور مشخص و آشكار، بيان كرديم. (12)

 

وَ مَنْ أَرَادَ الاَخِرَةَ وَ سعَى لهََا سعْيَهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئك كانَ سعْيُهُم مَّشكُوراً(19)

و آن كس كه سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و كوشش كند -در حالى كه ايمان داشته باشد- سعى و تلاش او، (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد. (19)

 

إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوَنَ الشيَطِينِ وَ كانَ الشيْطنُ لِرَبِّهِ كَفُوراً(27)

چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27)

 

وَ لاتَقْف مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السمْعَ وَ الْبَصرَ وَ الْفُؤَادَ كلُّ أُولَئك كانَ عَنْهُ مَسئُولاً(36)

از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (36)

 

وَ قُل لِّعِبَادِى يَقُولُوا الَّتى هِىَ أَحْسنُ إِنَّ الشيْطنَ يَنزَغُ بَيْنهُمْ إِنَّ الشيْطنَ كانَ لِلانسنِ عَدُوًّا مُّبِيناً(53)

به بندگانم بگو: سخنى بگويند كه بهترين باشد! چرا كه (شيطان بوسيله سخنان ناموزون)، ميان آنها فتنه و فساد مى ‏كند; هميشه شيطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است! (53)

 

قُل لَّئنِ اجْتَمَعَتِ الانس وَ الْجِنُّ عَلى أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْءَانِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضهُمْ لِبَعْضٍ ظهِيراً(88)

بگو: اگر انس و جن اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد; هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند. (88)

 

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُوا فَلَهُ الاَسمَاءُ الحُْسنى وَ لاتجْهَرْ بِصلاتِك وَ لاتخَافِت بهَا وَ ابْتَغ بَينَ ذَلِك سبِيلاً(110)

بگو: الله‏ را بخوانيد يا رحمان‏ را، هر كدام را بخوانيد، براى او بهترين نامهاست! و نمازت‏ را زياد بلند، يا خيلى آهسته نخوان; و در ميان آن دو، راهى (معتدل) انتخاب كن! (110)

 

 
       
  برگشت به صفحه اصلي برگشت به صفحه فهرست