سوره يوسف: 12

بسم الله الرحمن الرحيم

 

به آيه رحمت اين سوره ، عالمين عقول – نفوس به آشكاري مي آيند . مراتب توحيدي ذاتي – صفاتي – افعالي به معرفي مي آيد و در قالب صفات الله ، اين مراتب به شناسايي مي روند .

سپس در قالب اسم نور خداوندي عقول به خط روان روح ، مي توانند به سير در آيند . خداوند به اين آيه خود را در سوره يوسف به وصف مي برد آنچنانكه وصف خود را از نفس رحماني به نفس انساني آشكار مي نمايد و ارتباط قوايي عالم نون به مراتبش به شناسايي مي آيد .

 تكوين زماني – مكاني عالم به صورت عام به شناسايي است به طوريكه راز كائنات را به نمود كثرت ها ، آشكار مي كند كه نمود دقت در تصور الهي است .

ارتباط زمان – مكان با كندي سرعت آگاهي ، پديده ها را آشكار مي نمايد كه اين امر از گسترش زمان – مكان – در لازمان ، لا مكان صورت مي گيرد پس راز لا زمان – لا مكان و زمان – مكان خلقت به آيه رحمت سوره يوسف بارز مي شود و سير آگاهي در سويه عرضي آن به نمود مي باشد . « آيه 3 و 4 و 38 و 46 و 53 و 64 »

نحْنُ نَقُص عَلَيْك أَحْسنَ الْقَصصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْك هَذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن كنت مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَفِلِينَ(3)

ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن -كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مي ‏كنيم; و مسلما پيش از اين، از آن خبر نداشتى! (3)

 

اذ قال يوسف لابيه يا ابت انى رايت احد عشر كوكبا و الشمس و القمر رايتهم لى سجدين(4)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي ‏كنند!(4)

وَ اتَّبَعْت مِلَّةَ ءَابَاءِى إِبْرَهِيمَ وَ إِسحَقَ وَ يَعْقُوب مَا كانَ لَنَا أَن نُّشرِك بِاللَّهِ مِن شىْءٍ ذَلِك مِن فَضلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَ عَلى النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكثرَ النَّاسِ لا يَشكُرُونَ(38)

من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم! براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم; اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است; ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمِي ‏كنند! (38)

يُوسف أَيهَا الصدِّيقُ أَفْتِنَا فى سبْع بَقَرَتٍ سِمَانٍ يَأْكلُهُنَّ سبْعٌ عِجَافٌ وَ سبْع سنبُلَتٍ خُضرٍ وَ أُخَرَ يَابِستٍ لَّعَلى أَرْجِعُ إِلى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ(46)

(او به زندان آمد، و چنين گفت:) يوسف، اى مرد بسيار راستگو! درباره اين خواب اظهار نظر كن كه هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر مي ‏خورند; و هفت خوشه تر، و هفت خوشه خشكيده; تا من بسوى مردم بازگردم، شايد (از تعبير اين خواب) آگاه شوند! (46)

وَ مَا أُبَرِّىُ نَفْسى إِنَّ النَّفْس لاَمَّارَةُ بِالسوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبى إِنَّ رَبى غَفُورٌ رَّحِيمٌ(53)

من هرگز خودم را تبرئه نمي ‏كنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مي ‏كند; مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است. (53)

قَالَ هَلْ ءَامَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلا كمَا أَمِنتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللَّهُ خَيرٌ حَفِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّحِمِينَ(64)

گفت: آيا نسبت به او به شما اطمينان كنم همان‏گونه كه نسبت به برادرش (يوسف) اطمينان كردم (و ديديد چه شد)! و (در هر حال،) خداوند بهترين حافظ، و مهربانترين مهربانان است (64)

 

 
       
  برگشت به صفحه اصلي برگشت به صفحه فهرست