|
پس لازم شد آشكار شود راه درست ، پس توبه را به اعلي گفت هست
آن راه درست ، توبه به 9 بود از توان ، كه همان نَه بود
به هوس در آدميان . اين سوره آيه رحمت ندارد .
آورده اند از براي اين است كه انزجار خداوند را از كفار و
مشركين اعلام دارد اما در واقع از آنجا كه توبه از اسماء
خداوندي است كه انسانها را به راه بهتري مي خواند و نقطه
بيداري اراده انسانها به آن مرتبط
مي باشد به همين علت به آيه ي رحمت نيست . آيه رحمت هر سوره ،
نحوه سير نموداري و اقتدار – اراده الهي از علم و كلام الهي را
به شناسايي مي آورد . مرتبه نموداري نفس انساني به توبه مي
باشد كه اين رحمتي است به صورت خاص در بندگان .
پس 113 سوره ديگر آيه ي رحمت را به جلوه عام آن در مراتب خاصي
كه زواياي روح را به گشايش مي برد، به شناسايي مي آورد . از
اين رو از داشتن آيه رحمت مستثني است چون در بطن خود اين آيه
را در نموداري نفس انساني از توبه دارد . توبه بر خطاي آدم
رحمت بود اما باعث ماندن آدم در بهشت خدا نشد پس توبه ، رحمت
را در خود دارد .
توبه به سويه فناگري سيكل هاي خدايي خداوند است ولي به وجه عام
لطف او
، اما غافر ، الرّحمن از سوره هاي ديگر ، سويه فنا گري سيكل
هاي خدايي خداوند را به وجه خاص لطف او بارز مي دارند .
پس بر سوره توبه ،آيه رحمت وارد نشده چون خود
نمود رحمت عام است كه در آن بارز مي شود . گناهان بندگان هر
چقدر هم سنگين باشد از سوي اراده خداوندي قابل بخشش است . به
توبه ، درب رحمت خداوندي به سوي همه باز اعلام مي شود امّا اين
قلوب هستند كه درب خود را به سوي رحمت او نبايد ببندند . « آيه
1 و 104 و 112و 117 و 128 »
بَرَاءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسولِهِ إِلى الَّذِينَ عَهَدتم مِّنَ
الْمُشرِكِينَ(1)
اين، اعلام بيزارى از سوى خدا و پيامبر او، به كسانى از مشركان است كه
با آنها عهد بسته ايد! (1)
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ
عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الصدَقَتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ
التَّوَّاب الرَّحِيمُ(104)
آيا نمي
دانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش مي پذيرد، و صدقات
را مي گيرد، و خداوند توبه پذير و مهربان است(104)
التَّئبُونَ الْعَبِدُونَ الحَْمِدُونَ السئحُونَ الرَّكعُونَ
السجِدُونَ الاَمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ
الْمُنكرِ وَ الحَْفِظونَ لحُِدُودِ اللَّهِ وَ بَشرِ
الْمُؤْمِنِينَ(112)
توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان،
سجده آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر، و حافظان
حدود (و مرزهاى)الهى، (مؤمنان حقيقي اند) ; و بشارت ده به
(اينچنين) مؤمنان!
(112)
لَّقَد تَّاب اللَّهُ عَلى النَّبىِّ وَ الْمُهَجِرِينَ وَ
الاَنصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فى ساعَةِ الْعُسرَةِ مِن
بَعْدِ مَا كادَ يَزِيغُ قُلُوب فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَاب
عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ(117)
مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در
زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود; بعد
از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حق منحرف شود (و از
ميدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت
به آنان مهربان و رحيم است!
(117)
لَقَدْ جَاءَكمْ رَسولٌ مِّنْ أَنفُسِكمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا
عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ
رَّحِيمٌ(128)
به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است; و
اصرار بر
هدايت شما دارد; و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!
(128)
|