|
آيات 1-21-29-31-33-67-97-98-106-130-148-152-186-250-257 سوره
بقره
الم
(1)
الم
(1)
يا اَيُّهَا النَّّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُمْ
وَ
الَّذينَ من قَبْلكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
(21)
اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد; آن كس كه شما، و كسانى
را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزكار شويد.
(21)
هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَكُم مَّا فى الاَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ
استَوَى إِلى السمَاءِ فَسوَّاهُنَّ سبْعَ سمَوَتٍ وَ هُوَ
بِكلِّ شىْءٍ عَلِيمٌ(29)
او خدايى است كه همه آنچه را در زمين وجود دارد، براى شما
آفريد; سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب
نمودو او به هر چيز آگاه است.
(29)
وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الاَسمَاءَ كلَّهَا ثُمَّ عَرَضهُمْ عَلى
الْمَلَئكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونى بِأَسمَاءِ هَؤُلاءِ إِن
كُنتُمْ صدِقِينَ(31)
سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان
عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگوييد، اسامى اينها را به من
خبر دهيد!
(31)
قَالَ يَئَادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسمَائهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم
بِأَسمَائهِمْ قَالَ أَ لَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنى أَعْلَمُ
غَيْب السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا
كُنتُمْ تَكْتُمُونَ(33)
فرمود: اى آدم! آنان را از اسامى اين موجودات آگاه كن. هنگامى
كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: آيا به شما نگفتم كه من،
غيب آسمانها و زمين را ميدانم؟! و نيز ميدانم آنچه را شما
آشكار ميكنيد، و آنچه را پنهان ميداشتيد!?
(33)
وَ إِذْ قَالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ
أَن تَذْبحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَ تَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ
أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الجَْهِلِينَ(67)
و هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: خداوند به شما دستور
مىدهد گاوى را ذبح كنيد گفتند: آيا ما را مسخره مىكنى؟
گفت: به خدا پناه مىبرم از اينكه از جاهلان باشم
(67)
قُلْ مَن كانَ عَدُوًّا لِّجِبرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى
قَلْبِك بِإِذْنِ اللَّهِ مُصدِّقاً لِّمَا بَينَ يَدَيْهِ وَ
هُدًى وَ بُشرَى لِلْمُؤْمِنِينَ(97)
بگو: كسى كه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست) چرا كه او
به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است; در حالى كه
كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكند; و هدايت و بشارت است براى
مؤمنان.
(97)
مَن كانَ عَدُوًّا لِّلَّهِ وَ مَلَئكتِهِ وَ رُسلِهِ وَ
جِبرِيلَ وَ مِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوُّ
لِّلْكَفِرِينَ(98)
كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل
باشد خداوند دشمن كافران است.
(98)
مَا نَنسخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بخَيرٍ مِّنهَا
أَوْ مِثْلِهَا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كلِّ
شىْءٍ قَدِيرٌ(106)
هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تاخير اندازيم، بهتر
از آن، يا همانند آن را مىآوريم. آيا نمىدانستى كه خداوند بر
هر چيز توانا است؟!
(106)
وَ مَن يَرْغَب عَن مِّلَّةِ إِبْرَهِيمَ إِلا مَن سفِهَ
نَفْسهُ وَ لَقَدِ اصطفَيْنَهُ فى الدُّنْيَا وَ إِنَّهُ فى
الاَخِرَةِ لَمِنَ الصلِحِينَ(130)
جز
افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، روىگردان خواهد
شد؟! ما او را در اين جهان برگزيديم; و او در جهان ديگر، از
صالحان است.
(130)
وَ لِكلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاستَبِقُوا الْخَيرَتِ
أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ
اللَّهَ عَلى كلِّ شىْءٍ قَدِيرٌ(148)
هركسي را راهي است بسوي حق كه بدان راه يابدو به آن قبله روي
آورد در نيكىها و اعمال خير، بر يكديگر سبقت جوييد! هر جا
باشيد، خداوند همه شما را حاضر مىكند; زيرا او، بر هر كارى
تواناست.
(148)
فَاذْكُرُونى أَذْكُرْكُمْ وَ اشكرُوا لى وَ لا تَكْفُرُونِ
(152)
پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم! و شكر مرا گوييد و
كفران نكنيد!
(152)
وَ إِذَا سأَلَك عِبَادِى عَنى فَإِنى قَرِيبٌ أُجِيب دَعْوَةَ
الدَّاع إِذَا دَعَانِ فَلْيَستَجِيبُوا لى وَ لْيُؤْمِنُوا بى
لَعَلَّهُمْ يَرْشدُونَ(186)
و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من
نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مىخواند، پاسخ
مىگويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا
راه يابند!
(186)
وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوت وَ جُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا
أَفْرِغْ عَلَيْنَا صبراً وَ ثَبِّت أَقْدَامَنَا وَ انصرْنَا
عَلى الْقَوْمِ الْكفِرِينَ(250)
و هنگامى كه در برابر (جالوت
و سپاهيان او قرارگرفتند گفتند: پروردگارا! پيمانه شكيبايى و
استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر
جمعيت كافران، پيروز بگردان!
(250)
اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ
الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى
الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(257)
خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند; آنها را
از ظلمتها،به سوى نور بيرون مىبرد. كسانى كه كافر شدند،
اولياى آنها طاغوتها هستند; كه آنها را از نور، به سوى ظلمتها
بيرون مىبرند; آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.
(257)
آيات 91 تا 150 سوره
بقره
وَ
إِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا
نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَ يَكْفُرُونَ بِمَا
وَرَاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ
فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاءَ اللَّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم
مُّؤْمِنِينَ(91)
و هنگامى كه به آنها گفته شود: ?به آنچه خداوند نازل فرموده،
ايمان بياوريد!مىگويند: ما به چيزى ايمان مىآوريم كه بر خود
ما نازل شده است.? و به غير آن، كافر مىشوند; در حالى كه حق
است; و آياتى را كه بر آنها نازل شده، تصديق مىكند. بگو: اگر
راست مىگوييد، ، پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين، به قتل
مىرسانديد؟(91)
وَ لَقَدْ جَاءَكم مُّوسى بِالْبَيِّنَتِ ثُمَّ اتخَذْتمُ
الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنتُمْ ظلِمُونَ(92)
و موسى آن همه معجزات را براى شما آورد، و شما پس از او،
گوساله را انتخاب كرديد; در حالى كه ستمگر بوديد.
(92)
وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَقَكُمْ وَ رَفَعْنَا فَوْقَكمُ الطورَ
خُذُوا مَا ءَاتَيْنَكم بِقُوَّةٍ وَ اسمَعُوا قَالُوا
سمِعْنَا وَ عَصيْنَا وَ أُشرِبُوا فى قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ
بِكفْرِهِمْ قُلْ بِئْسمَا يَأْمُرُكم بِهِ إِيمَنُكُمْ إِن
كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(93)
و زمانى را كه از شما پيمان گرفتيم; و كوه طور را بالاى سر شما
برافراشتيم;اين دستوراتى را كه به شما دادهايم محكم بگيريد، و
درست بشنويد! آنها گفتند: سخللّهشنيديم; ولى مخالفت كرديم. و
دلهاى آنها، بر اثر كفرشان، با محبت گوساله آميخته شد. بگو:
ايمان شما، چه فرمان بدى به شما مىدهد، اگر ايمان داريد!
(93)
قُلْ إِن كانَت لَكمُ الدَّارُ الاَخِرَةُ عِندَ اللَّهِ
خَالِصةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْت إِن
كنتُمْ صدِقِينَ(94)
بگو: اگر آن (چنان كه مدعى هستيد) سراى ديگر در نزد خدا، مخصوص
شماست نه ساير مردم، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مىگوييد!?
(94)
وَ لَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدَا بِمَا قَدَّمَت أَيْدِيهِمْ وَ
اللَّهُ عَلِيمُ بِالظلِمِينَ(95)
ولى آنها، به خاطر اعمال بدى كه پيش از خود فرستادهاند، هرگز
آرزوى مرگ نخواهند كرد; و خداوند از ستمگران آگاه است.
(95)
وَ لَتَجِدَنهُمْ أَحْرَص النَّاسِ عَلى حَيَوةٍ وَ مِنَ
الَّذِينَ أَشرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْف
سنَةٍ وَ مَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن
يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِيرُ بِمَا يَعْمَلُونَ(96)
و آنها را حريصترين مردم -حتى حريصتر ازمشركان- بر زندگى (اين
دنيا، و اندوختن ثروت) خواهى يافت; (تا آنجا) كه هر يك از آنها
آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالى كه اين عمر
طولانى، او را از كيفر (الهى) باز نخواهد داشت. و خداوند به
اعمال آنها بيناست.
(96)
قُلْ مَن كانَ عَدُوًّا لِّجِبرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى
قَلْبِك بِإِذْنِ اللَّهِ مُصدِّقاً لِّمَا بَينَ يَدَيْهِ وَ
هُدًى وَ بُشرَى لِلْمُؤْمِنِينَ(97)
بگو: كسى كه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست) چرا كه او
به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است; در حالى كه
كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكند; و هدايت و بشارت است براى
مؤمنان.
(97)
مَن كانَ عَدُوًّا لِّلَّهِ وَ مَلَئكتِهِ وَ رُسلِهِ وَ
جِبرِيلَ وَ مِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوُّ
لِّلْكَفِرِينَ(98)
كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل
باشد خداوند دشمن كافران است.
(98)
وَ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْك ءَايَتِ بَيِّنَتٍ وَ مَا
يَكْفُرُ بِهَا إِلا الْفَسِقُونَ(99)
ما نشانههاى روشنى براى تو فرستاديم; و جز فاسقان كسى به آنها
كفر نمىورزد.
(99)
أَ وَ كلَّمَا عَهَدُوا عَهْداً نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُم
بَلْ أَكْثرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ(100)
و آيا چنين نيست كه هر بار آنها (يهود) پيمانى (با خدا و
پيامبر)بستند، جمعى آن را دور افكندند (و مخالفت كردند.) آرى،
بيشتر آنان ايمان نمىآورند.
(100)
وَ لَمَّا جَاءَهُمْ رَسولٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصدِّقٌ
لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا
الْكِتَب كتَب اللَّهِ وَرَاءَ ظهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا
يَعْلَمُونَ(101)
و هنگامى كه فرستادهاى از سوى خدا به سراغشان آمد، و با
نشانههايى كه نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعى از آنان كه به
آنها كتاب (آسمانى) داده شده بود ، كتاب خدا را پشت سر
افكندند; گويى هيچ از آن خبر ندارند!!
(101)
وَ اتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشيَطِينُ عَلى مُلْكِ سلَيْمَنَ
وَ مَا كفَرَ سلَيْمَنُ وَ لَكِنَّ الشيَطِينَ كَفَرُوا
يُعَلِّمُونَ النَّاس السحْرَ وَ مَا أُنزِلَ عَلى
الْمَلَكينِ بِبَابِلَ هَرُوت وَ مَرُوت وَ مَا يُعَلِّمَانِ
مِنْ أَحَدٍ حَتى يَقُولا إِنَّمَا نحْنُ فِتْنَةٌ فَلا
تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ
بَينَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ مَا هُم بِضارِّينَ بِهِ مِنْ
أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ مَا
يَضرُّهُمْ وَ لا يَنفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ
اشترَاهُ مَا لَهُ فى الاَخِرَةِ مِنْ خَلَقٍ وَ لَبِئْس مَا
شرَوْا بِهِ أَنفُسهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ(102)
و از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مىخواندند پيروى
كردند. سليمان هرگز كافر نشد; ولى شياطين كفر ورزيدند; و به
مردم سحر آموختند. و از آنچه بر دو فرشته بابل هاروت و
ماروت، نازل شد پيروى كردند. به هيچ كس چيزى ياد نمىدادند،
مگر اينكه از پيش به او مىگفتند: ما وسيله آزمايشيم كافر نشو!
ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به
وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند; ولى هيچ گاه
نمىتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها
قسمتهايى را فرامىگرفتند كه به آنان زيان مىرسانيد و نفعى
نمىداد. و مسلما مىدانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع
باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود
آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند!!
(102)
وَ لَوْ أَنَّهُمْ ءَامَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ
عِندِ اللَّهِ خَيرٌ لَّوْ كانُوا يَعْلَمُونَ(103)
و اگر آنها ايمان مىآوردند و پرهيزكارى پيشه مىكردند، پاداشى
كه نزد خداست ، براى آنان بهتر بود، اگر آگاهى داشتند!!
(103)
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تَقُولُوا رَعِنَا وَ
قُولُوا انظرْنَا وَ اسمَعُوا وَ لِلْكفِرِينَ عَذَابٌ
أَلِيمٌ(104)
اى افراد باايمان! نگوييد: ; راعنا; بلكه بگوييد: انظرنا.
(زيرا كلمه اول
به معني ما را مراعات كن
مىباشد; و دستاويزى براى دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور
داده مىشود) بشنويد! و براى كافران (و استهزاكنندگان) عذاب
دردناكى است.
(104)
مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَبِ وَ لا
المُْشرِكِينَ أَن يُنزَّلَ عَلَيْكم مِّنْ خَيرٍ مِّن
رَّبِّكمْ وَ اللَّهُ يخْتَص بِرَحْمَتِهِ مَن يَشاءُ وَ
اللَّهُ ذُو الْفَضلِ الْعَظِيمِ(105)
كافران اهل كتاب، و (همچنين) مشركان، دوست ندارند كه از سوى
خداوند، خير و بركتى بر شما نازل گردد; در حالى كه خداوند،
رحمت خود را به هر كس بخواهد ، اختصاص مىدهد; و خداوند، صاحب
فضل بزرگ است.
(105)
مَا نَنسخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بخَيرٍ مِّنهَا
أَوْ مِثْلِهَا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كلِّ
شىْءٍ قَدِيرٌ(106)
هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تاخير اندازيم، بهتر
از آن، يا همانند آن را مىآوريم. آيا نمىدانستى كه خداوند بر
هر چيز توانا است؟!
(106)
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْك السمَوَتِ وَ
الاَرْضِ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا
نَصِيرٍ(107)
آيا نمىدانستى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟!و جز
خدا، ولى و ياورى براى شما نيست (107)
أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسئَلُوا رَسولَكُمْ كَمَا سئلَ مُوسى
مِن قَبْلُ وَ مَن يَتَبَدَّلِ الْكفْرَ بِالايمَنِ فَقَدْ
ضلَّ سوَاءَ السبِيلِ(108)
آيا مىخواهيد از پيامبر خود، همانتقاضاى (نامعقولى را) بكنيد
كه پيش از اين، از موسى كردند؟! (و با اين بهانهجويىها، از
ايمان آوردن سر باز زدند.) كسى كه كفر را به جاى ايمان بپذيرد،
از راه مستقيم (عقل و فطرت) گمراه شده است.
(108)
وَدَّ كثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَبِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن
بَعْدِ إِيمَنِكُمْ كُفَّاراً حَسداً مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم
مِّن بَعْدِ مَا تَبَينَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ
اصفَحُوا حَتى يَأْتىَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى
كلِّ شىْءٍ قَدِيرٌ(109)
بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد -كه در وجود آنها ريشه دوانده-
آرزو مىكردند شما را بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر باز
گردانند; با اينكه حق براى آنها كاملا روشن شده است. شما آنها
را عفو كنيد و گذشت نماييد; تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد)
را بفرستد; خداوند بر هر چيزى تواناست.
(109)
وَ أَقِيمُوا الصلَوةَ وَ ءَاتُوا الزَّكَوةَ وَ مَا
تُقَدِّمُوا لاَنفُسِكم مِّنْ خَيرٍ تجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ
إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ(110)
و نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد; و هر كار خيرى را
براى خود از پيش مىفرستيد، آن را نزد خدا (در سراى ديگر)
خواهيد يافت; خداوند به اعمال شما بيناست.
(110)
َقَالُوا لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلا مَن كانَ هُوداً أَوْ
نَصرَى تِلْك أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَنَكمْ إِن
كنتُمْ صدِقِينَ(111)
آنها گفتند: هيچ كس، جز يهود يا نصارى، هرگز داخل بهشت نخواهد
شد. اين آرزوى آنهاست! بگو: اگر راست مىگوييد، دليل خود را
(بر اين موضوع) بياوريد!
(111)
بَلى مَنْ أَسلَمَ وَجْهَهُ للَّهِ وَ هُوَ محْسِنٌ فَلَهُ
أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ
يحْزَنُونَ(112)
آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش
او نزد پروردگارش ثابت است; نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين
مىشوند.
(112)
وَ قَالَتِ الْيَهُودُ لَيْستِ النَّصرَى عَلى شىْءٍ وَ
قَالَتِ النَّصرَى لَيْستِ الْيَهُودُ عَلى شىْءٍ وَ هُمْ
يَتْلُونَ الْكِتَب كَذَلِك قَالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ
الْقِيَمَةِ فِيمَا كانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ (113)
يهوديانگفتند: مسيحيان هيچ موقعيتى (نزد خدا) ندارند?، و
مسيحيان نيز گفتند: يهوديان هيچ موقعيتى ندارند (و بر
باطلند)در حالى كه هر دو دسته، كتاب آسمانى را مىخوانند (و
بايد از اين گونه تعصبها بركنار باشند)افراد نادان (ديگر،
همچون مشركان) نيز، سخنى همانند سخن آنها داشتند! خداوند، روز
قيامت، در باره آنچه در آن اختلاف داشتند، داورى مىكند.
(113)
وَ مَنْ أَظلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسجِدَ اللَّهِ أَن يُذْكَرَ
فِيهَا اسمُهُ وَ سعَى فى خَرَابِهَا أُولَئك مَا كانَ لَهُمْ
أَن يَدْخُلُوهَا إِلا خَائفِينَ لَهُمْ فى الدُّنْيَا خِزْىٌ
وَ لَهُمْ فى الاَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ(114)
كيست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او
جلوگيرى كرد و سعى در ويرانى آنها نمود؟! شايسته نيست آنان، جز
با ترس و وحشت، وارد اين (كانونهاى عبادت) شوند. بهره آنها در
دنيا (فقط)رسوايى است و در سراى ديگر، عذاب عظيم (الهى)!!
(114)
وَ للَّهِ المَْشرِقُ وَ المَْغْرِب فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا
فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَسِعٌ عَلِيمٌ(115)
مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو كنيد، خدا آنجاست!
خداوند بىنياز و داناست!
(115)
وَ قَالُوا اتخَذَ اللَّهُ وَلَداً سبْحَنَهُ بَل لَّهُ مَا فى
السمَوَتِ وَ الاَرْضِ كلُّ لَّهُ قَنِتُونَ(116)
و گفتند: خداوند، فرزندى براى خود انتخاب كرده است-منزه است
او- بلكه آنچه در آسمانها و زمين است، از آن اوست; و همه در
برابر او خاضعند!
(116)
بَدِيعُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ إِذَا قَضى أَمْراً
فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ(117)
هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را
صادر كند، تنها مىگويد: ?موجود باش!? و آن، فورى موجود مىشود.
(117)
وَ قَالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكلِّمُنَا
اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا ءَايَةٌ كَذَلِك قَالَ الَّذِينَ مِن
قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشبَهَت قُلُوبُهُمْ قَدْ
بَيَّنَّا الاَيَتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ(118)
افراد ناآگاه گفتند: چرا خدا با ما سخن نمىگويد و يا چرا آيه
و نشانهاى براى خود ما نمىآيد؟ پيشينيان آنها نيز، همين
گونه سخن مىگفتند; دلها و افكارشان مشابه يكديگر است; ولى ما
(به اندازه كافى) آيات و نشانهها را براى اهل يقين (و
حقيقتجويان) روشن ساختهايم.
(118)
إِنَّا أَرْسلْنَك بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا
تُسئَلُ عَنْ أَصحَبِ الجَْحِيمِ(119)
ما تو را به حق، براى بشارت و بيم دادن فرستاديم; و تو مسئول
دوزخيان نيستى!
(119)
وَ لَن تَرْضى عَنك الْيهُودُ وَ لا النَّصرَى حَتى تَتَّبِعَ
مِلَّتهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَى وَ لَئنِ
اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ
مَا لَك مِنَ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(120)
هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل،
تسليم خواستههاى آنها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان،
پيروى كنى. بگو: هدايت، تنها هدايت الهى است! و اگر از هوى و
هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شدهاى، هيچ سرپرست و
ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
(120)
الَّذِينَ ءَاتَيْنَهُمُ الْكِتَب يَتْلُونَهُ حَقَّ
تِلاوَتِهِ أُولَئك يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَن يَكْفُرْ بِهِ
فَأُولَئك هُمُ الخَْسِرُونَ(121)
كسانى كه كتاب آسمانى به آنها دادهايم آن را چنان كه شايسته
آن است مىخوانند; آنها به پيامبر اسلام ايمان مىآورند; و
كسانى كه به او كافر شوند، زيانكارند.
(121)
يَبَنى إِسرءِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتىَ الَّتى أَنْعَمْت
عَلَيْكمْ وَ أَنى فَضلْتُكمْ عَلى الْعَلَمِينَ(122)
اى بنى اسرائيل! نعمت مرا، كه به شما ارزانى داشتم، به ياد
آوريد! و(نيز به خاطر آوريد) كه من شما را بر جهانيان برترى
بخشيدم!
(122)
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شيْئاً وَ
لا يُقْبَلُ مِنهَا عَدْلٌ وَ لا تَنفَعُهَا شفَعَةٌ وَ لا
هُمْ يُنصرُونَ (123)
از روزى بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمىكند; و هيچگونه
عوضى از او قبول نمىشود; و شفاعت، او را سود نمىدهد; و (از
هيچ سوئى) يارى نمىشوند!
(123)
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْرَهِيمَ رَبُّهُ بِكلِمَتٍ فَأَتَمَّهُنَّ
قَالَ إِنى جَاعِلُك لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِن
ذُرِّيَّتى قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِى الظلِمِينَ(124)
(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل
گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد.
خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!
ابراهيم عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!) خداوند
فرمود: پيمان من، به ستمكاران نمىرسد!
(124)
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْت مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَ أَمْناً
وَ اتخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَهِيمَ مُصلًّى وَ عَهِدْنَا
إِلى إِبْرَهِيمَ وَ إِسمَعِيلَ أَن طهِّرَا بَيْتىَ
لِلطائفِينَ وَ الْعَكِفِينَ وَ الرُّكع السجُودِ(125)
و (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز
امن و امان براى مردم قرار داديم! از مقام ابراهيم، عبادتگاهى
براى خود انتخاب كنيد! و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم
كه: خانه مرا براى طوافكنندگان و مجاوران و ركوعكنندگان و
سجدهكنندگان، پاك و پاكيزه كنيد!?
(125)
وَ إِذْ قَالَ إِبْرَهِيمُ رَب اجْعَلْ هَذَا بَلَداً ءَامِناً
وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَتِ مَنْ ءَامَنَ مِنهُم
بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ قَالَ وَ مَن كَفَرَ
فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضطرُّهُ إِلى عَذَابِ النَّارِ
وَ بِئْس الْمَصِيرُ(126)
و (به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم عرض كرد: پروردگارا!
اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را -آنها كه به خدا
و روز بازپسين، ايمان آوردهاند- از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!
(گفت:) ما دعاى تو را اجابت كرديم; و مؤمنان را از انواع
بركات، بهرهمند ساختيم; اما به آنها كه كافر شدند، بهره كمى
خواهيم داد; سپس آنها را به عذاب آتش مىكشانيم; و چه بد
سرانجامى دارند?
(126)
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ
إِسمَعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّك أَنت السمِيعُ
الْعَلِيمُ(127)
و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل،
پايههاى خانه (كعبه) را بالا مىبردند، (و مىگفتند:)
?پروردگارا! از ما بپذير، كه تو شنوا و دانايى!
(127)
رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسلِمَينِ لَك وَ مِن ذُرِّيَّتِنَا
أُمَّةً مُّسلِمَةً لَّك وَ أَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَ تُب
عَلَيْنَا إِنَّك أَنت التَّوَّاب الرَّحِيمُ(128)
پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما،
امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را
به ما نشان ده و توبه ما را بپذير ، كه تو توبهپذير و
مهربانى!
(128)
رَبَّنَا وَ ابْعَث فِيهِمْ رَسولاً مِّنهُمْ يَتْلُوا
عَلَيهِمْ ءَايَتِك وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَب وَ الحِْكْمَةَ
وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّك أَنت الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(129)
پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز، تا آيات
تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد، و
پاكيزه كند; زيرا تو توانا و حكيمى (و بر اين كار، قادرى)!
(129)
وَ مَن يَرْغَب عَن مِّلَّةِ إِبْرَهِيمَ إِلا مَن سفِهَ
نَفْسهُ وَ لَقَدِ اصطفَيْنَهُ فى الدُّنْيَا وَ إِنَّهُ فى
الاَخِرَةِ لَمِنَ الصلِحِينَ(130)
چز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و
درخشندگى،) روىگردان خواهد شد؟! ما او را در اين جهان
برگزيديم; و او در جهان ديگر، از صالحان است.
(130)
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسلِمْ قَالَ أَسلَمْت لِرَب
الْعَلَمِينَ(131)
در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر
حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت; و)
گفت: ?در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم.?
(131)
وَ وَصى بهَا إِبْرَهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوب يَبَنىَّ إِنَّ
اللَّهَ اصطفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَ
أَنتُم مُّسلِمُونَ (132)
و ابراهيم و يعقوب فرزندان خود را به اين آيين، وصيت
كردند;فرزندان من! خداوند اين آيين پاك را براى شما برگزيده
است; و شما، جز به آيين اسلام ( تسليم در برابر فرمان خدا) از
دنيا نرويد!(132)
أَمْ كُنتُمْ شهَدَاءَ إِذْ حَضرَ يَعْقُوب الْمَوْت إِذْ
قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِى قَالُوا نَعْبُدُ
إِلَهَك وَ إِلَهَ ءَابَائك إِبْرَهِيمَ وَ إِسمَعِيلَ وَ
إِسحَقَ إِلَهاً وَحِداً وَ نحْنُ لَهُ مُسلِمُونَ(133)
آيا هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد؟! در آن
هنگام كه به فرزندان خود گفت: پس از من، چه چيز را مىپرستيد
گفتند: ?خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق،
خداوند يكتا را، و ما در برابر او تسليم هستيم.?
(133)
تِلْك أُمَّةٌ قَدْ خَلَت لَهَا مَا كَسبَت وَ لَكُم مَّا
كَسبْتُمْ وَ لا تُسئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ(134)
آنها امتى بودند كه درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود
و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست; و شما هيچگاه مسئول
اعمال آنها نخواهيد بود.
(134)
وَ قَالُوا كونُوا هُوداً أَوْ نَصرَى تهْتَدُوا قُلْ بَلْ
مِلَّةَ إِبْرَهِيمَ حَنِيفاً وَ مَا كانَ مِنَ
الْمُشرِكِينَ(135)
(اهل كتاب) گفتند: يهودى يا مسيحى شويد، تا هدايت يابيد! بگو:
بلكه از آيين خالص ابراهيم پيروى كنيد! و او هرگز از مشركان
نبود!
(135)
قُولُوا ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَ مَا
أُنزِلَ إِلى إِبْرَهِيمَ وَ إِسمَعِيلَ وَ إِسحَقَ وَ
يَعْقُوب وَ الاَسبَاطِ وَ مَا أُوتىَ مُوسى وَ عِيسى وَ مَا
أُوتىَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَينَ
أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نحْنُ لَهُ مُسلِمُونَ(136)
بگوييد: ما به خدا ايمان آوردهايم; و به آنچه بر ما نازل شده;
و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از
فرزندان او نازل گرديد ، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و
پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ
يك از آنها جدايى قائل نمىشويم، و در برابر فرمان خدا تسليم
هستيم(136)
فَإِنْ ءَامَنُوا بِمِثْلِ مَا ءَامَنتُم بِهِ فَقَدِ
اهْتَدَوا وَ إِن تَوَلَّوْا فَإِنمَا هُمْ فى شِقَاقٍ
فَسيَكْفِيكهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السمِيعُ الْعَلِيمُ(137)
اگر آنها نيز به مانند آنچه شما ايمان آوردهايد ايمان
بياورند، هدايت يافتهاند; و اگر سرپيچى كنند، از حق جدا
شدهاند و خداوند، شر آنها را از تو دفع مىكند; و او شنونده و
داناست.
(137)
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ
نحْنُ لَهُ عَبِدُونَ(138)
رنگ خدايى و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است! و ما تنها او را
عبادت مىكنيم.
(138)
قُلْ أَ تُحَاجُّونَنَا فى اللَّهِ وَ هُوَ رَبُّنَا وَ
رَبُّكمْ وَ لَنَا أَعْمَلُنَا وَ لَكُمْ أَعْمَلُكُمْ وَ
نحْنُ لَهُ مخْلِصونَ(139)
بگو: آيا در باره خداوند با ما محاجه مىكنيد؟! در حالى كه او،
پروردگار ما و شماست; و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن
شماست; و ما او را با اخلاص پرستش مىكنيم، (و موحد خالصيم) .?
(139)
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَهِيمَ وَ إِسمَعِيلَ وَ إِسحَقَ
وَ يَعْقُوب وَ الاَسبَاط كانُوا هُوداً أَوْ نَصرَى قُلْ ءَ
أَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَ مَنْ أَظلَمُ مِمَّن كَتَمَ
شهَدَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغَفِلٍ عَمَّا
تَعْمَلُونَ(140)
يا مىگوييد: ?ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط،
يهودى يا نصرانى بودند! بگو: شما بهتر مىدانيد يا خدا! و چه
كسى ستمكارتر است از آن كس كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد
اوست، كتمان مىكند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست.
(140)
تِلْك أُمَّةٌ قَدْ خَلَت لَهَا مَا كَسبَت وَ لَكُم مَّا
كَسبْتُمْ وَ لا تُسئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ(141)
(به هر حال) آنها امتى بودند كه درگذشتند. آنچه كردند، براى
خودشان است; و آنچه هم شما كردهايد، براى خودتان است; و شما
مسئول اعمال آنها نيستيد.
(141)
سيَقُولُ السفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن
قِبْلَتهِمُ الَّتى كانُوا عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشرِقُ
وَ الْمَغْرِب يهْدِى مَن يَشاءُ إِلى صِرَطٍ مُّستَقِيمٍ(142)
به زودى سبكمغزان از مردم مىگويند: ?چه چيز آنها ( مسلمانان)
را، از قبلهاى كه بر آن بودند، بازگردانيد! بگو: مشرق و مغرب،
از آن خداست; خدا هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مىكند.
(142)
وَ كَذَلِك جَعَلْنَكُمْ أُمَّةً وَسطاً لِّتَكونُوا شهَدَاءَ
عَلى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسولُ عَلَيْكُمْ شهِيداً وَ مَا
جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتى كُنت عَلَيهَا إِلا لِنَعْلَمَ
مَن يَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمَّن يَنقَلِب عَلى عَقِبَيْهِ وَ
إِن كانَت لَكَبِيرَةً إِلا عَلى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَ
مَا كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ
بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ(143)
همانگونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت
ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط;) تا
بر مردم گواه باشيد; و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن
قبلهاى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه
افرادى كه از پيامبر پيروى مىكنند، از آنها كه به جاهليت
بازمىگردند، مشخص شوند. و مسلما اين حكم، جز بر كسانى كه
خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه
نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است;) و خدا هرگز
ايمان ( نماز) شما را ضايع نمىگرداند; زيرا خداوند، نسبت به
مردم، رحيم و مهربان است.
(143)
قَدْ نَرَى تَقَلُّب وَجْهِك فى السمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّك
قِبْلَةً تَرْضاهَا فَوَلِّ وَجْهَك شطرَ الْمَسجِدِ
الْحَرَامِ وَ حَيْث مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شطرَهُ
وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَب لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ
الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغَفِلٍ عَمَّا
يَعْمَلُونَ(144)
نگاههاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله
نهايى) مىبينيم! اكنون تو را به سوى قبلهاى كه از آن خشنود
باشى، باز مىگردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن! و
هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و كسانى كه كتاب
آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مىدانند اين فرمان حقى است كه
از ناحيه پروردگارشان صادر شده; (و در كتابهاى خود خواندهاند
كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مىخواند). و خداوند از
اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست!
(144)
وَ لَئنْ أَتَيْت الَّذِينَ أُوتُوا الكِتَب بِكلِّ ءَايَةٍ
مَّا تَبِعُوا قِبْلَتَك وَ مَا أَنت بِتَابِعٍ قِبْلَتهُمْ وَ
مَا بَعْضهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئنِ اتَّبَعْت
أَهْوَاءَهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ إِنَّك
إِذاً لَّمِنَ الظلِمِينَ(145)
سوگند كه اگر براى (اين گروه از) اهل كتاب، هرگونه آيه (و
نشانه و دليلى) بياورى، از قبله تو پيروى نخواهند كرد; و تو
نيز، هيچگاه از قبله آنان، پيروى نخواهى نمود. (آنها نبايد
تصور كنند كه بار ديگر، تغيير قبله امكانپذير است!) و حتى
هيچيك از آنها، پيروى از قبله ديگرى نخواهد كرد! و اگر تو، پس
از اين آگاهى، متابعت هوسهاى آنها كنى، مسلما از ستمگران خواهى
بود!
(145)
الَّذِينَ ءَاتَيْنَهُمُ الْكِتَب يَعْرِفُونَهُ كَمَا
يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ
لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ(146)
كسانى كه كتاب آسمانى به آنان دادهايم، او ( پيامبر) را همچون
فرزندان خود مىشناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه
كتمان مىكنند!
(146)
الْحَقُّ مِن رَّبِّك فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْترِينَ
(147)
اين حكم حقى از طرف پروردگار توست، بنابراين، هرگز از
ترديدكنندگان در آن مباش!
(147)
وَ لِكلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاستَبِقُوا الْخَيرَتِ
أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ
اللَّهَ عَلى كلِّ شىْءٍ قَدِيرٌ(148)
هر طايفهاى قبلهاى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است; در
نيكىها و اعمال خير، بر يكديگر سبقت جوييد! هر جا باشيد،
خداوند همه شما را (براى پاداش و كيفر در برابر اعمال نيك و
بد، در روز رستاخيز،) حاضر مىكند; زيرا او، بر هر كارى
تواناست.
(148)
وَ مِنْ حَيْث خَرَجْت فَوَلِّ وَجْهَك شطرَ الْمَسجِدِ
الْحَرَامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّك وَ مَا اللَّهُ
بِغَفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(149)
از هر جا (و از هر شهر و نقطهاى) خارج شدى، (به هنگام نماز،)
روى خود را به جانب مسجد الحرام كن! اين دستور حقى از طرف
پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام مىدهيد، غافل نيست!
(149)
وَ مِنْ حَيْث خَرَجْت فَوَلِّ وَجْهَك شطرَ الْمَسجِدِ
الْحَرَامِ وَ حَيْث مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكمْ شطرَهُ
لِئَلا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلا الَّذِينَ
ظلَمُوا مِنهُمْ فَلا تخْشوْهُمْ وَ اخْشوْنى وَ لاُتِمَّ
نِعْمَتى عَلَيْكمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ(150)
و از هر جا خارج شدى، روى خود را به جانب مسجد الحرام كن! و هر
جا بوديد، روى خود را به سوى آن كنيد! تا مردم، جز ظالمان (كه
دست از لجاجت برنمىدارند،) دليلى بر ضد شما نداشته باشند;
(زيرا از نشانههاى پيامبر، كه در كتب آسمانى پيشين آمده، اين
است كه او، به سوى دو قبله، نماز مىخواند.) از آنها نترسيد! و
(تنها) از من بترسيد! (اين تغيير قبله، به خاطر آن بود كه)
نعمت خود را بر شما تمام كنم، شايد هدايت شويد!
(150)
|