راه مستقيمي در فضا و زمان هست كه از ملك مي گذرد كه اين نقطة گذر را مكه مي خوانند كه مكان حكم است و مظهر جلوة لاهوت در مُلك خدا به قدس است و بيت المقدس ، پس به آنچه كه از خاصيت مكه خوانده شد ، قبله از بيت المقدس به بيت الحرام تغيير كرد . آن نقطه گذر در مكه به بيت الحرام است كه ساخت بنايش ، به هفت و هشت به زوايا يكسان است پس جلوه راه مستقيم است كه راه ميانه روي است به همين قائم است و رابط آسمانها و زمين . زيرا راه قائميت ملكوت بر ناسوت مُلك به آنجاست . پس احكام از آنجاست ، قيام از آنجاست و قيامت از فروپاشي آن نشان ، در آن سرزمين ، برپاست كه مظهر حقيقت عالم ماده است و آن حقيقت ميانه روي است . و در قالب اشاره به آيات طبيعي در كتاب قرآن ، مي خواهد اين تعادل را در آيات به زبان مثال بشناساند .

طبيعت به ميانه روي است و اين است هدايت تكويني الله است .